تبليغاتX
انتظار فرج

انتظار فرج

منتظران واقعی

آيا امام مهدي زنده است؟

مذاهب اسلامي تقريبا بر قضيه وجود مصلحي که به امر خدا در آخر الزمان قيام مي کند و از نسل رسول خدا (ص) و فرزند فاطمه (ع) است ، اتفاق نظر دارند . کتابهاي آنان آکنده از احاديثي است که به تواتر براي اثبات اين نکته وارد شده است . بعلاوه بسياري از دانشمندان مسلمان کتابهايي درباره اين موضوع بطور مشروح و مفصل نگاشته اند . البته ما منکر وجود عده ديگري از دانشمندان که با اين عقيده مخالفند ، نيستيم . این عده درباره اين احاديث مي گويند : حديثهايي که داراي غرايب است پذيرفتني نيستند . ولي احاديث و رواياتي که در رابطه با امام مهدي (عج) عجيب و غيب تر از احاديثي که درباره امتهاي گذشته و آنچه در زمان آنان رخ داده نيست . 
در اينجا بايد نکته اي را متذکر شد و بدان پرداخت که مذاهب اسلام درباره آن به اختلاف پرداخته اند . 
آيا امام مهدي فعلا زنده است يا اينکه در آينده به دنيا خواهد آمد؟
پيش از آنکه وارد اين بحث شويم بايد اين نکته را يادآوري کنيم که هيچ کدام از مذاهب اسلام وجود امام مهدي (عج) را انکار نکرده اند . اما تاويل رواياتي که در اين باره وارد شده تنها يک علت داشته است و آن بعيد شمردن زنده بودن آن حضرت از سال 255 هجري تاکنون است . 
درباره زنده بودن امام مهدي (عج) دلايل و شواهد فراواني وجود دارد که ذيلا به پاره اي از آنها اشاره مي شود : 
الف- احاديث پيامبر (ص) در مورد ائمه اثني عشر ، به تواتر نزديک است و دانشمندان مسلمان بر صحت آنها و نيز ثقه بودن راويان آنها اجماع کرده اند . در زير به برخي از اين احاديث اشاره مي کنيم : 
1. از جابر بن سمره نقل است که گفت : شنيدم پيامبر اکرم مي فرمايد : «پس از من دوازده امير باشند ...».
آنگاه کلمه اي گفت که من نشنيدم . پدرم گفت : آن حضرت فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح بخاري، جزء چهارم، کتاب الاحکام، ص 175، چاپ مصر سال 1355 هـ) 
2. رسول خدا فرمود : «پس از من دوازده امير باشند ...». 
سپس چيزي فرمود که من نفهميدم . از کسي که پشت سرم بود سوال کردم . گفت : آن حضرت فرمود : « ... همه آنها از قريش هستند». 
ترمذي گويد : اين حديث حسن و صحيح است.(صحيح ترمذي، جزء دوم، باب ما جاء في الخلفاء، ص 45، چاپ دهلي نو سال 1342 هـ)

3. (جابر) گويد : با پدرم نزد پيامبر (ص) رفتيم . شنيدم آن حضرت مي فرمود : «اين امر پايان نيابد مگر اينکه دوازده خليفه در بين آنها (مردم) بيايند ...» جابر بن سمرد گويد : سپس سخني فرمود که بر من معلوم نشد . از پدرم پرسيدم : چه فرمود ؟ گفت : او فرمود : « ... همه از قريش هستند».( صحيح مسلم ، کتاب الماره ، باب الناس تبع لقريش و الخلافه من قريش ، ج 2 ، ص 191) 
4. جابر بن سمرد گويد : شنيدم از رسول خدا که مي فرمود :
«اين دين تا (روي کار آمدن) دوازده خليفه همچنان ارجمند باقي مي ماند . مردم تکبير گفتند و فرياد کشيدند ...». 
آنگاه سخني آهسته بر زبان آورد . از پدرم پرسيدم : پدر ايشان چه فرمود ؟ گفت او فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح ابي داوود ، ج 2 ، کتاب المهدي ، ص 207)
5. جابر گويد : از پيامبر (ص) شنيدم که فرمود : «اين امت را دوازده خليفه باشد». (مسند احمد ، وي با اين حديث روايت ديگري را از جابر از 34 طريق نقل کرده است.)
اگر احاديثي را که در نزد فريقين صحيح است و بر اين نکته تصريح کرده اند که خلفا از قريش هستند ، به آن رواياتي که مکارم و فضايل اهل بيت را بيان مي کنند و خاطر نشان مي سازند که آنها مثل ستارگان ، زمينيان را حفظ و هدايت مي کنند بيفزاييم و تمام آنها را به احاديثي اضافه کنيم که بيان مي کنند کار دين و خلافت به آنان منتهي خواهد شد و اگر حتي دو نفر در زمين باقي باشند آنها خواهند بود ، و نيز يافته ای که امام مهدي مي بايست از آنها باشد و مهدي آنها ، آخرين ايشان است و اگر بدين احاديث روايتهايي را که از پيامبر اکرم نقل شده که فرمود است : «آخرين اين دوازده نفر قائم امت و مهدي آن است» اضافه کنيم ، مي توان گفت : امام فعلا وجود دارد چون دوازدهمین امام از ائمه (ع) است . يازدهمين امام حضرت حسن عسکري بوده به اجماع مورخان جز يک پسر از خود بر جاي نگذاشته ، چنانکه اخبار آمده است ، و اين پسر همان مهدي است . بنابر اين او بايد زنده باشد . 
پيش از اين گفتيم بايد حجتي دائم براي مردم باشد تا به مثابه يک حلقه مردم را با پروردگار مرتبط سازد . اگر اين سخن ثابت شود ، حيات امام و وجود فعلي او به عنوان رهبري براي خلق نيز ثابت شود . غيبت آن حضرت مستلزم آن نيست که از او داناتر نباشد . چون او به طبيعت ارتباط غيبي خويش با خداوند توانا و دانا مي تواند ، غيرمستقيم آنچه را که مصلحت مي بيند محقق سازد . چنانچه خداوند قادر باشد تواناييهاي شگرفي فرشتگان مقرب خود عطا کند و آنها را از شايستگيهاي بزرگ بهره مند سازد ، بر اين نيز توانا خواهد بود که به پيامبر جانشين او همچون امام مهدي (عج) همين تواناييها و شايستگيها را عنايت فرمايد . 
اگر سنت جاري خداوند در ميان بندگان اين گونه باشد که براي هر کار سببي قرار دهد و کارها را با اسباب آنها به جريان اندازد چه مانعي است از پذيرش تئوري سبب قرار دادن يک از بندگان صالح و مطيع خدا ولو به صورت غيبتي براي برخي از امور ؟ چنان که ما درباره امام حجت (ع) همين عقيده را داريم . 
از اينجا مي توان دريافت که ايمان به امام غايب ، بخشي اساسي از ايمان به غيبت به عنوان يک کل است و کسي نمي تواند ايمان خود را بخش بخش کند . يعني تسليم غيبت شود . اما تاييد امام حجت به غيبت را انکار کند ، يا به پشتيباني و تاييد فرشتگان از رسول خدا ايمان بياورد امام به ممکن بودن تاييد و پشتيباني امام غايب از ميان صالحان کفر بورزد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 0:15  توسط ناصر  | 

مهدي (عج)، حجت شاهد

امام زمان (ع) با اجازه خداوند شاهد بر مردم است . شناخت مومنان از اين حقيقت موجب مي شود که آنها در نيکي ها از يکديگر سقبت گيرند و به سرور خويش اقتدا کنند و حيات خويش را نسخه اي از حيات سرور و ولي امر خود قرار دهند . 
از آنجا که امام حجت (ع) پيشواي زنده است و رهبري حقيقي از آن اوست ، بنابراين کسي جانشين اوست که بدو نزديکتر باشد و بهتر به هدايت او اقتدا کند . از اين رو آن حضرت به منزله ميزان در انتخاب رهبري است و حتي مي تواند خط الهي را که صالحان بدان گرايش دارند از خطوط پراکنده اي که راست و استوار نيستند ، جدا سازد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 0:14  توسط ناصر  | 

مهدي (عج)، حجت شاهد

امام زمان (ع) با اجازه خداوند شاهد بر مردم است . شناخت مومنان از اين حقيقت موجب مي شود که آنها در نيکي ها از يکديگر سقبت گيرند و به سرور خويش اقتدا کنند و حيات خويش را نسخه اي از حيات سرور و ولي امر خود قرار دهند . 
از آنجا که امام حجت (ع) پيشواي زنده است و رهبري حقيقي از آن اوست ، بنابراين کسي جانشين اوست که بدو نزديکتر باشد و بهتر به هدايت او اقتدا کند . از اين رو آن حضرت به منزله ميزان در انتخاب رهبري است و حتي مي تواند خط الهي را که صالحان بدان گرايش دارند از خطوط پراکنده اي که راست و استوار نيستند ، جدا سازد .

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 16:6  توسط ناصر  | 

آيا امام مهدي زنده است؟

مذاهب اسلامي تقريبا بر قضيه وجود مصلحي که به امر خدا در آخر الزمان قيام مي کند و از نسل رسول خدا (ص) و فرزند فاطمه (ع) است ، اتفاق نظر دارند . کتابهاي آنان آکنده از احاديثي است که به تواتر براي اثبات اين نکته وارد شده است . بعلاوه بسياري از دانشمندان مسلمان کتابهايي درباره اين موضوع بطور مشروح و مفصل نگاشته اند . البته ما منکر وجود عده ديگري از دانشمندان که با اين عقيده مخالفند ، نيستيم . این عده درباره اين احاديث مي گويند : حديثهايي که داراي غرايب است پذيرفتني نيستند . ولي احاديث و رواياتي که در رابطه با امام مهدي (عج) عجيب و غيب تر از احاديثي که درباره امتهاي گذشته و آنچه در زمان آنان رخ داده نيست . 
در اينجا بايد نکته اي را متذکر شد و بدان پرداخت که مذاهب اسلام درباره آن به اختلاف پرداخته اند . 
آيا امام مهدي فعلا زنده است يا اينکه در آينده به دنيا خواهد آمد؟
پيش از آنکه وارد اين بحث شويم بايد اين نکته را يادآوري کنيم که هيچ کدام از مذاهب اسلام وجود امام مهدي (عج) را انکار نکرده اند . اما تاويل رواياتي که در اين باره وارد شده تنها يک علت داشته است و آن بعيد شمردن زنده بودن آن حضرت از سال 255 هجري تاکنون است . 
درباره زنده بودن امام مهدي (عج) دلايل و شواهد فراواني وجود دارد که ذيلا به پاره اي از آنها اشاره مي شود : 
الف- احاديث پيامبر (ص) در مورد ائمه اثني عشر ، به تواتر نزديک است و دانشمندان مسلمان بر صحت آنها و نيز ثقه بودن راويان آنها اجماع کرده اند . در زير به برخي از اين احاديث اشاره مي کنيم : 
1. از جابر بن سمره نقل است که گفت : شنيدم پيامبر اکرم مي فرمايد : «پس از من دوازده امير باشند ...».
آنگاه کلمه اي گفت که من نشنيدم . پدرم گفت : آن حضرت فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح بخاري، جزء چهارم، کتاب الاحکام، ص 175، چاپ مصر سال 1355 هـ) 
2. رسول خدا فرمود : «پس از من دوازده امير باشند ...». 
سپس چيزي فرمود که من نفهميدم . از کسي که پشت سرم بود سوال کردم . گفت : آن حضرت فرمود : « ... همه آنها از قريش هستند». 
ترمذي گويد : اين حديث حسن و صحيح است.(صحيح ترمذي، جزء دوم، باب ما جاء في الخلفاء، ص 45، چاپ دهلي نو سال 1342 هـ)

3. (جابر) گويد : با پدرم نزد پيامبر (ص) رفتيم . شنيدم آن حضرت مي فرمود : «اين امر پايان نيابد مگر اينکه دوازده خليفه در بين آنها (مردم) بيايند ...» جابر بن سمرد گويد : سپس سخني فرمود که بر من معلوم نشد . از پدرم پرسيدم : چه فرمود ؟ گفت : او فرمود : « ... همه از قريش هستند».( صحيح مسلم ، کتاب الماره ، باب الناس تبع لقريش و الخلافه من قريش ، ج 2 ، ص 191) 
4. جابر بن سمرد گويد : شنيدم از رسول خدا که مي فرمود :
«اين دين تا (روي کار آمدن) دوازده خليفه همچنان ارجمند باقي مي ماند . مردم تکبير گفتند و فرياد کشيدند ...». 
آنگاه سخني آهسته بر زبان آورد . از پدرم پرسيدم : پدر ايشان چه فرمود ؟ گفت او فرمود: « ... همه آنها از قريش هستند». (صحيح ابي داوود ، ج 2 ، کتاب المهدي ، ص 207)
5. جابر گويد : از پيامبر (ص) شنيدم که فرمود : «اين امت را دوازده خليفه باشد». (مسند احمد ، وي با اين حديث روايت ديگري را از جابر از 34 طريق نقل کرده است.)
اگر احاديثي را که در نزد فريقين صحيح است و بر اين نکته تصريح کرده اند که خلفا از قريش هستند ، به آن رواياتي که مکارم و فضايل اهل بيت را بيان مي کنند و خاطر نشان مي سازند که آنها مثل ستارگان ، زمينيان را حفظ و هدايت مي کنند بيفزاييم و تمام آنها را به احاديثي اضافه کنيم که بيان مي کنند کار دين و خلافت به آنان منتهي خواهد شد و اگر حتي دو نفر در زمين باقي باشند آنها خواهند بود ، و نيز يافته ای که امام مهدي مي بايست از آنها باشد و مهدي آنها ، آخرين ايشان است و اگر بدين احاديث روايتهايي را که از پيامبر اکرم نقل شده که فرمود است : «آخرين اين دوازده نفر قائم امت و مهدي آن است» اضافه کنيم ، مي توان گفت : امام فعلا وجود دارد چون دوازدهمین امام از ائمه (ع) است . يازدهمين امام حضرت حسن عسکري بوده به اجماع مورخان جز يک پسر از خود بر جاي نگذاشته ، چنانکه اخبار آمده است ، و اين پسر همان مهدي است . بنابر اين او بايد زنده باشد . 
پيش از اين گفتيم بايد حجتي دائم براي مردم باشد تا به مثابه يک حلقه مردم را با پروردگار مرتبط سازد . اگر اين سخن ثابت شود ، حيات امام و وجود فعلي او به عنوان رهبري براي خلق نيز ثابت شود . غيبت آن حضرت مستلزم آن نيست که از او داناتر نباشد . چون او به طبيعت ارتباط غيبي خويش با خداوند توانا و دانا مي تواند ، غيرمستقيم آنچه را که مصلحت مي بيند محقق سازد . چنانچه خداوند قادر باشد تواناييهاي شگرفي فرشتگان مقرب خود عطا کند و آنها را از شايستگيهاي بزرگ بهره مند سازد ، بر اين نيز توانا خواهد بود که به پيامبر جانشين او همچون امام مهدي (عج) همين تواناييها و شايستگيها را عنايت فرمايد . 
اگر سنت جاري خداوند در ميان بندگان اين گونه باشد که براي هر کار سببي قرار دهد و کارها را با اسباب آنها به جريان اندازد چه مانعي است از پذيرش تئوري سبب قرار دادن يک از بندگان صالح و مطيع خدا ولو به صورت غيبتي براي برخي از امور ؟ چنان که ما درباره امام حجت (ع) همين عقيده را داريم . 
از اينجا مي توان دريافت که ايمان به امام غايب ، بخشي اساسي از ايمان به غيبت به عنوان يک کل است و کسي نمي تواند ايمان خود را بخش بخش کند . يعني تسليم غيبت شود . اما تاييد امام حجت به غيبت را انکار کند ، يا به پشتيباني و تاييد فرشتگان از رسول خدا ايمان بياورد امام به ممکن بودن تاييد و پشتيباني امام غايب از ميان صالحان کفر بورزد .

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 16:5  توسط ناصر  | 

نشانه هاي ظهور

در اين مقاله از برخي نشانه ها که پيش از ظهور حضرت قائم (ع) تحقق مي يابد ، سخن مي گوييم . 
نشانه هائي همچون فراگير شدن فساد و ستم در تمام زمين و گسترش فحشا و گردنکشي و دگرگونيهاي آسماني و قحط شديد و جنگهاي خونين که دو سوم از ساکنان روي زمين را در کام خود فرو مي برد ، و ظهور کسي که دجال خوانده مي شود و مردم را به باطل دعوت مي کند و آنها نيز به گرد وي جمع مي شوند و بالاخره ادعاي بعضي که مي گويند او مصلح اکبر است و سپس ناکامي او در متحقق ساختن مدعايش . ما در ذکر اين نشانه ها به استناد رواياتي که از پيامبر گرامي و ائمه اطهار (ع) تکيه مي کنيم .

1. رسول خدا (ص) فرمود : 
«مهدي اين امت از ماست ، هنگامي که هرج و مرج دنيا را فراگير و فتنه ها آشکار گردند و راهها نا امن شود و برخي از مردم بر برخي ديگر هجوم برند . پس بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچک بزرگ را احترام نکند در اين هنگام خداوند مهدي ما را مبعوث فرمايد . او نهمين کس از فرزندان حسين (ع) است . دژهاي ضلالت و دلهاي بي خبر را بگشايد ، در آخر الزمان به کار دين پردازد چنانکه من در اول الزمان بدان پرداختم ، زمين را از عدل و داد پر کند ، چنانکه از ظلم و بيداد پر شده باشد».

2. همچنين پيامبر گرامي در حديثي طولاني که آن را از امام علي (ع) نقل کرده است فرمود : «سپس ندايي برخيزد که از دور شنيده شود چنانکه از نزديک شنيده مي شود اين ندا رحمت است بر مومنان و عذاب است بر کافران . (امام گويد) : پرسيدم : اين ندا چيست؟ فرمود : سه نداست در ماه رجب نخستين آنها اين است : لعنت خدا بر ستمگران . و دومي اين است : نزديک شونده نزديک شد و سومي اين است : پيکر آشکاري را با طليعه خورشيد مي بينند (که مي گويد) : هان که فلاني مبعوث شد و نسب او را تا علي ذکر مي کند . هلاک ستمگران در اين روز است و در اين هنگام گشايش حاصل مي شود . عرض کردم : اي رسول خدا! پس از من چند امام خواهد بود ؟ فرمود (ع) : پس از حسين 9 امام که نهمين آنان قائم ايشان است».


3. در حديث ديگري از رسول خدا (ص) نقل است که فرمود : عرض کردم اي خداي من و سرورم ! چه وقت مهدي ظهور خواهد کرد ؟ 
خداوند وحي فرمود : 
« اين امر هنگامي روي دهد که علم کنار رود و جهل آشکار گردد ، قاريان (قرآن) فزون شوند و عمل به آن اندک شود . کشتار زياد شود و فقيهان هدايتگر کم شوند ، و فقيهان گمراه و خائنان زياد شوند ، شاعران فراوان گردند ، امت تو قبرهايشان را مسجد گيرند.( مقصود عبادت اشخاص است که شرک به خداست و ربطي به تقرب به خدا از طريق توسل به قبول صالحان که سنت اسلام و مسلمين از آغاز بر آن است ، ندارد ) مصحفها و مسجدها زيور و زينت داده شوند (مقصود از زيور و زينت دادن مصحفها و مساجد اين است که مسلمان به هنگام ظهور تنها به مظاهر توجه دارند نه به حقايق و محتواها) ، ستم و تباهي فزوني گيرد ، نيرنگ آشکار شود و کار امت بدان وابسته شود ، نهي از معروف شود و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا ورزند ، اميران کافر باشند و دوستانشان فاجر و يارانشان ستمگر ، و صاحبنظرانشان فاسقان . در اين هنگام سه نشانه پديد خواهد آمد . خسوفي در مشرق و خسوفي در مغرب و خسوفي در جزيره العرب . و نيز در بصره به دست يکي از افراد نسل تو که زنگيان او را پيروي مي کنند ، خرابي پديد آيد . و مردي از تبار حسين به علي خروج مي کند ، و دجال ظاهر مي شود ، از مشرق از سجستان ، خروج مي کند و سفياني ظاهر مي شود».

4. آن حضرت در حديثي در اين باره نيز مي فرمايد : 
«به خاطر داشته باش ... علامت ظهور حجت اين است که چون مردم نماز را ميراندند و امانت را ضايع کردند و دروغ را روا شمردند و ربا خوردند و رشوه ستاندند و ساختمانها را محکم ساختند و دين را به دنيا فروختند ، سفيهان و نابخردان را به کار گرفتند و با زنان رايزني کردند ، پيوندهاي خويش را قطع کردند‌ ، پيرو هواها شدند‌ ، و خونها را کوچک شمردند ... 
... حلم ، ضعف باشد و ستمگري فخر ، اميران فاجر باشند و وزيران ستمگر ، کارگزاران قوم خائنان باشند و قاريان فاسقان ، گواهي به ناحق آشکار گردد و گناه و تباهي و بهتان و گناه و طغيان فزوني پذيرد ، و مصحفها و مسجدها زينت و زيرو داده شوند و مناره ها بلند ساخته شود‌ ، و اشرار قدرداني شوند ‌، وصف بنديهاي بسياري مي شود ، تمايلات مختلف شوند ، و پيمانها زير پا نهاده شوند ،‌ و آنچه وعده داده شده نزديک شود ، زنان به خاطر حرص به دنيا با شوهرانشان در تجارت مشارکت کنند و بانگ فاسقان بلندي گيرد ، و سخن آنان اطاعت شود ، و رهبر قوم پست ترين آنها باشد ، و از ترس شر گنهکار از او بترسند و پرهيز کنند ، و دروغگو را تصديق نمايند و خائن را امين شمارند ، و اسباب و آلات موسيقي فراهم کنند ، و آخر اين امت اول آن را نفرين فرستد ، زنان خود را همانند مردان سازند و مردان به زنان همانند شوند ، و شاهد ، بي آنکه از او شهادتي خواسته باشند گواهي دهد ، و براي غير دين به تفقه بپردازد ، و کار دنيا بر آخرت ترجيح داده شود ، و پوست ميش بر گرگها بپوشانند حال آنکه دلهايشان بويناک تر از مردار باشد ، در اين هنگام است الوحي الوحي ، العجل العجل . در آن روز بهترين خانه ها بيت المقدس خواهد بود و بر مردم زماني خواهد آمد که هر کس آرزو مي کند ، اي کاش او هم يکي از ساکنان بيت المقدس بود».

5. آن حضرت همچنين در اين باره فرمود : 
«خروج قائم را ده علامت باشد ، نخستين آنها شکافتن پرچمها و کوچه هاي کوفه ، و تعطيلی مسجدها ، و نرفتن حاجيان به حج ، و خسف و قذف در خراسان ، و طلوع ستاره دنباله دار ، و نزديک شدن ستارگان ، و هرج و مرج ، و قتل و غارت . اينها ده نشانه اند . از يک نشانه تا نشانه ديگر شگفتي است . پس چون نشانه ها تمام و کامل گردند قائم ما قيام خواهد کرد».


6. امام حسين (ع) فرمود : 
«چون ديديد منادي از مشرق سه يا هفت روز ندا در داد ، منتظر فرج آل محمد (ص) باشيد ان شاءالله منادي از آسمان به نام مهدي بانگ مي زند . نداي او از مشرق و مغرب شنيده مي شود و هيچ کس خواب نمي ماند جز اينکه بيدار مي شد و هيچ کس ايستاده نيست مگر آنکه مي نشيند و کسي نشسته جز آنکه هراسان به پا بر مي خيزد . پس خدا بيامرزد کسي را که اين صدا را بشنود و آن را پاسخ گويد . زيرا صداي اول ، صداي جبرئيل روح الامين است».

7. در حديثي از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود : 
«سلمان! سوگند به آن که جانم به دست اوست هنگام ظهور چيزي از مشرق و چيزي از مغرب آورده شود . پس واي بر ناتوانان امتم از شر آنها و واي بر ايشان از عذاب خدا . به کوچک رحم نمي کنند و بزرگ را پاس نمي دارند و از گنهکار جلوگيري نمي کنند ، کالبدشان کالبد آدميان است و دلهايشان دلهاي شياطين ...» 
سپس فرمود : 
« ... اندک نمي پايد تا آنکه زمين از بسياري باريدن باران بر آن (گل) و سست مي شود همه خيال مي کنند اين امر حادثه اي است مربوط به همان ناحيه خودشان پس در ميان مردم خويش درنگ مي کنند و زمين پاره هاي جگر خويش را به سوي آنان پرتاب مي کند . فرمود : يعني طلا و نقره را . سپس با دست خويش به ستونها اشاره فرمود و گفت : مثل اين . در اين روز نه طلا سود مي بخشد و نه سيم و اين معني قول خداوند است که فرمود : «همانا نشانه هاي آن فرارسيد». (منتخب الاثر، ص 434)

8. از امام عسکري (ع) نقل است که فرمود : 
«مهدي ظاهر نشود مگر بر ترس شديد و زمين لرزه و فتنه اي که به مردم مي رسد و پيش از اين طاعون است و شمشيري که جدا کننده ميان عرب است ، و (در گرفتن) اختلاف شديد بين مردم ، و پراکندگي در دينشان و دگرگوني در حالشان ، (تا آنجا که) فرد هر بام و شام به خاطر ستيزه گريهاي مردم و خوردن آنها (حق) يکديگر را تمناي مردن مي کند . خروج او (مهدي «عج») موقعي است که (مردم) از گشايش ، نااميد و مايوس باشند . پس خوشا به حال آن که مهدي را درک کرد و از يارانش شد و واي و بس واي بر آن که با او و فرمانش راه مخالفت پيشه کرد». (منتخب الاثر ، ص 434)

9. از امام صادق (ع) نقل است که فرمود : «پيش از قيام قائم پنج نشانه باشد : يماني ، سفياني ، منادي که از آسمان ندا مي دهد ، خس در بيداء ، و کشته شدن نفس زکيه . فرمود: بين (قيام) قائم آل محمد و کشته شدن نفس زکيه جز پانزده روز فاصله نباشد». (منتخب الاثر ، ص 349)
همان امام (ع) در حديث ديگري فرمايد : 
«پنج روز اول از ماه رمضان ، پيش از قيام قائم ، خورشيد مي گيرد». (منتخب الاثر ، ص 349)

علاوه بر آنچه گفته شد نشانه هاي بسيار ديگري نيز ذکر شده که به خاطر وجود تشابه ميان آنها و رواياتي که بيان گرديد ، به همين مقدار بسنده کرديم . از امام صادق (ع) نقل کرده اند که فرمود :
« کوفه از وجود مومنان خالي شود ، علم و دانش از آن رخت بربسته و نهان شود چنانکه مار در سوراخش پنهان مي گردد ، سپس عدم و دانش در دياري که قم ناميده مي شود آشکار مي شود و اين شهر، معدن علم و فضل مي گردد تا زماني که در زمين مستضعفي در دين باقي نماند حتي دوشيزگان پشت پرده . اين امر صورت نمي گيرد مگر هنگام نزديک شدن ظهور قائم ما . پس خداوند (قم) و مردم آن را قائم مقام حجت قرار ميدهد و اگر چنين نمي بود زمين ، اهلش را در کام خود فرو مي برد . و در زمين حجتي نمي ماند تا علم از او به ديگر سرزمينها در مشرق و مغرب سرازير شود و بدين وسيله حجت خدا بر خلق تمام گردد تا آنکه کسي بر زمين نمي ماند که دين و علم بدو نرسيده باشد . سپس قائم ظاهر مي شود و سبب کيفر خداوند و خشم وي بر بندگان مي شود . زيرا خداوند از بندگان انتقام نمي گيرد مگر پس از وقتي که حجت او را منکر شوند». (منتخب الاثر، ص 443 به نقل از بحارالانوار)

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 16:4  توسط ناصر  | 

پنهان بودن ميلاد حجت الله

ولادت امام زمان (ع) بدين گونه انجام پذيرفت و به خاطر شرايط سياسي آن دوران در زير پرده کتمان پوشيده ماند . امام حسن عسکري (ع) تولد فرزند خودش را جز با اصحاب خاص خود در ميان ننهاد . در روايتي از کتاب غيبت ، از عده اي از اصحاب امام عسکري نقل شده است که گفتند : 
«نزد امام عسکري (ع) گرد آمده بوديم و از وي درباره حجت و پيشواي پس از او پرسش مي کرديم . در مجلس او چهل مرد حضور داشتند . عثمان بن سعيد بن عمر عمري در برابر آن حضرت برپا خاست و گفت : فرزند رسول خدا ! مي خواهم درباره مطلبي از شما سوال کنم که خود بدان داناتر از مني . امام به او فرمود : بنشين عثمان! عثمان ناراحت و خشمگين برخاست تا خارج شود . اما آن حضرت فرمود : کسي بيرون نرود . هيچ کدام از ما بيرون نرفتيم . تا پس از ساعتي که امام ، عثمان را با صداي رسا ندا داد . عثمان روي پاهايش برخاست . امام فرمود : آيا شما را به خاطر مطلبي که آمده ايد ، آگهي دهم؟ همه گفتند : آري اي فرزند رسول خدا! فرمود : شما آمده ايد تا درباره حجت پس از من سوال کنيد : 
همه گفتند : آري. ناگهان پسري را ديديم مثل پاره ماه ، شبيه تر از هر کسي به امام عسکري! فرمود : اين پس از من پيشواي شماست جانشين من بر شما . او را فرمان بريد و پس از من به تفرقه دچار نشويد که در دين خويش به هلاکت افتيد . بدانيد که شما پس از اين روز او را نخواهيد ديد تا عمرش کامل گردد . از عثمان بن سعيد آنچه را مي گويد بپذيرید و فرمان او را اطاعت کنيد که او جانشين امام شماست و کار به دست اوست».( اثبات الهداه- حر عاملي، ج 7، ص 52) 

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 15:57  توسط ناصر  | 

ميلاد امام مهدي

در شب نيمه شعبان سال 255 و يا 256 هجري و در شهر سامراء پايتخت خلافت در روزگار معتصم عباسي ، امام مهدي چشم به جهان گشود . 
ولادت او را شواهدي بود که نشان مي داد خداوند براي اين نوزاد با سعادت چه اثري بر زندگي بشر مقدر نموده است .
اجازه دهيد با هم به سخنان حکيمه دختر امام جواد و عمه امام حسن گوش فرا دهيم و ماجرا ولادت آن حضرت را از زبان او بشنويم : 
امام حسن عسکري مرا خواست و گفت : 
حکيمه ! امشب نزد ما افطار کن . امشب نيمه شعبان است و خداوند تبارک و تعالي حجت را در اين شب آشکار فرمايد . او حجت خدا بر زمين است . 
حکميه گويد : پرسيدم مادر اين نوزاد کيست؟ فرمود : نرجس . 
گفتم : فدايت گردم! نشاني از حمل ، در نرجس نمي بينم . فرمود: همين است که با تو گفتم . 
حکيمه گويد : به خانه آن حضرت آمده ، سلام دادم و نشستم . نرجس آمد ، کفش از پاي من درآورد و گفت : اي بانوي من و بانوي خانواده ام امشب چگونه ام؟ به او گفتم : تو بانوي من و بانوي خانواده مني . گفت : چنين نيست . سپس گفت : عمه چه شده است؟ به او گفتم : خداوند متعال امشب تو را فرزندي عطا خواهد کرد که در دنيا و آخرت سرور است ... 
حکيمه گويد : نرجس ، از شنيدن اين سخن خجل شد و شرم کرد . چون نماز شام را گزاردم ، افطار کردم به بستر رفته ، خوابيدم . نيمه شب براي خواندن نماز شب از جا برخاستم . نرجس خفته بود و نشاني از وضع حمل نداشت . نمازگزاردم و به تعقيبات نماز پرداختم و آنگاه دوباره خوابيدم . پس از لحظه اي مضطرب برخاستم و او را ديدم که خوابيده ، سپس برخاست و نماز گزارد و خوابيد . حکيمه گويد ؛ براي آنکه ببينم سپيده دميده يا نه ، بيرون آمدم . ديدم که هنوز فجر اول است . نرجس خفته بود . درباره سخن امام حسن (ع) دچار ترديد شدم که ناگاه

حضرت از جايي که نشسته بود با صداي بلند به من بانگ زد : «عمه شتاب مکن! هنگام وعده نزديک است». حکيمه گويد : نشستم و سوره هاي «سجده» و «ياسين» را قرائت کردم . در اين حال بودم که ناگهان نرجس مضطرب از خواب بيدار شد . به طرف او جستم و نام خدا را بر او بردم و آنگاه پرسيدم : آيا چيزي احساس مي کني؟ گفت : آري عمه . گفتم : روح و قلب خود را قوي نگه دار . اين همان چيزي است که با تو گفته بودم . مرا سستي فرا گرفت و او را زايمان . ناگهان متوجه صداي سرورم امام زمان شدم . پرده از نرجس برداشتم . ديدم نوزاد به دنيا آمده و سجده گاههاي خويش را بر زمين نهاده و در حال سجده است . او را در آغوش گرفتم . ديدم (بر خلاف ساير نوزادان) تميز و پاکيزه است . 
در اين هنگام امام عسکري مرا بانگ زد : عمه!‌ پسرم را نزد من بياور . او را خدمت امام (ع) بردم . امام با دست ، زير رانها و پشت بچه را گرفت و پاهاي او را روي سينه خود گذارد و سپس زبان در دهانش گردانيد و دست بر چشمان و مفصلهاي بدن نوزاد کشيد . (کمال الدين- صدوق، ج 2، ص 99)


پس از ولايت اين کودک ، امام حسن عسکري آداب و رسوم تولد را به تفصيلي که در زير مي آيد به اجرا گذارد . 
ده هزار رطل نان (رطل واحد وزن و تقريبا برابر با 84 مثقال است) و ده هزار رطل گوشت براي او صدقه داد و سيصد گوسفند نيز به خاطر او عقيقه کرد و از روز تولد نوزاد آنها را براي بني هاشم و شيعيان فرستاد . سپس ياران خاص خويش را از ولادت فرزندش و اينکه او پس از ايشان امامت را عهده دار است ، آگهي داد و آنان را فرمود تا اين خبر را در ميان خود مخفي نگه دارند . از محمد بن حسن بن اسحاق قمي نقل است که گفت : چون امام زمان به دنيا آمد ، مولاي ما امام عسکري نامه اي به جدم احمد بن اسحاق نوشت که در آن به خط خويش که بدان نامه هاي خود را صادر مي فرمود ، نگاشته بود : 
«نوزاد به دنيا آمد . بايد اين خبر پيش تو پنهان بماند و ديگر مردمان از آن اطلاعي نداشته باشند . ما کسي را از خبر ولادت او آگاه نمي کنيم مگر خويشاوند نزديک را به خاطر خويشاوندي ، و دوست را به خاطر ولايتش . دوست داشتيم اين خبر را نيز به تو اعلام کنيم تا خداوند همچنانکه ما را بدان مسرور ساخت ، تو را نيز از شنيدن آن شاد و خوشحال سازد . والسلام».(کمال الدين – صدوق، ص 158-138)
از ابراهيم ، صحابي امام حسن عسکري نقل است که گفت : 
«مولايم امام عسکري (ع) چهار قوچ برايم فرستاد و نامه اي نيز به من نوشت (بدين مضمون) . 
بسم الله الرحمن الرحيم . اين قوچها به خاطر (ولادت) فرزندم محمد المهدي است . از آنها با لذت بخور و هر که از شيعيان ما را ديدي بدو نيز بخوران» (بحارالانوار، ج 51 ، ص 2-3)

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 15:56  توسط ناصر  | 

امام مهدي (عج) کيست؟

پدرش امام حسن فرزند علي ، فرزند محمد ، فرزند موسي ، فرزند جعفر ، فرزند محمد ، فرزند علي ، فرزند حسين ، فرزند علي بن ابيطالب (درود خداوند بر تمامي آنان باد) بود و مادرش کنيزي ترک و از سلاله پاکي بود که با اوصياي عيسي بن مريم پيوند مي يافت . نام اين کنيز ، نرجس يا صيقل بود . او پيش از ازدواج با امام حسن (ع) در کشور خود ، به خاطر خوابي که ديده بود ، اسلام آورد و هنگامي که طلايه داران سپاه اسلام به ديارش هجوم بردند خود را تسليم آنان کرد تا تقدير ، او را به خانه امام عسکري بياورد و مادر حجت خدا گردد .

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 15:55  توسط ناصر  |